پادکست اشلو و صیاد

داستان حفظ تپه برد زرد از زبان محسن رضایی و جعفر اسدی و شهید صیاد شیرازی

پادکست عموی فنا ناپذیر

داستان شهادت شهید مرتضی جاویدی از کتاب تپه جاویدی و راز اشلو

پادکست فالوده زعفرانی

داستان نامه های رزمنده ها برای رزمندگان از زبان کاظم حقیقت

ته همین چاه

سرگرد توعملیات آینده،گردان شما باگردان فجرادغام می شه…برد بشین پشت سردشمن…بروبا فرمانده ی گردان فجر هماهنگ کن!صبح هنوز به دستورفرمانده ی تیپ۵۵هوابرد فکر میکردم که ماشین رسید به پایگاه پنجم شکاری امیدیه. وصف فرمانده ی گردان فجر را زیاد از این وآن شنیده بودم راننده ازدژبان پایگاه هوایی سراغ گردان فجرراگرفت:سرکار مقر فرمانده ی گردان […]

خون نامه

سرگردان ودربه در دنبال پارتی می گشتم تاخودم راتوی گردان فجر جابزنم.برخوردم به جوانی لباس خاکی که شاد و سرحال به نظر می رسید.صدا زدم:آهای کاکو!بچه شیرازی؟!ها اونم محله سعدی!چهره صمیمی وخندان جوان به من جرأت داد باخودم گفتم:نیروی قدیمی به نظر میرسه .شاید بشه اونو پارتی کرد! گفتم توباید نیروی قدیمی باشی هادرس می […]

اولین یادواره شهید

شهید محمد مهدی علیمحمدی از سرداران بزرگ دفاع مقدس بوده که خاطره دلاوری های ایشان در دفاع از این آب و خاک مثال زدنی است.اولين مراسم يادبود سردار شهيد محمدمهدي عليمحمدي با حضور : سردار اسدي خانواده شهيد مصطفي احمدي روشن و مداحي مهدي رسولي (از زنجان) زمان : جمعه ۹۲.۶.۲۹ ساعت ۱۶ الي ۱۸:۳۰ […]

یاد شهدای والفجر ۸

بهش میگفتیم شهیدزنده!نیم ساعتی وضو وآماده شدنش برا نماز،یک ساعتم تعقیباتش طول میکشید،یعنی ۲ تا ۳ ساعت برای هرنماز.اون روز نماز که تمام شدعبدالعلی به او اشاره کردو گفت زیر بغل اینو بگیرید ببرید اتاق من.بلند گفت اگه قراره مث این باشید دو روزه عراقیا پامیزارن رو گردن شما کشور را میگیرن! ابدارچی تازه وارد […]

بیت المال

🌹با لبخند شهدا🌹 🌷 برنامه آن شب مانور شهری بود. نا خواسته تیرش، یک چراغ روشنایی را شکاند. تا صبح به خودش می پیچید، می گفت:« می ترسم امشب بمیرم و این حق به گردنم بماند!» صبح اول وقت، رفت برای پرداخت پول چراغ تا چیزی از بیت المال به گردنش نباشد.